افتادن ناف و اولین حموم دختری
سلام جیگری مامان خوبی گلم نازگل مامان انقدر سرم شلوغ شده که نمیتونم بیام تو سایتت و خبرهای جدیدت رو بنویسم برعکس روزهای حاملگی اونقدر کمبود خواب دارم که اگه بزارن صبح تا شب میخوابم تازه خوبه مامانی و خاله نسرین کنارمون هستن و تموم کارهای تو رو انجام می دن اونم مامانی با دهن روزه ان شاالله که هر چی از خدا میخان بهشون بده تو هم از خدا بخواه کوچولوی نانازی از ناف افتادنت بگم که سوژه ایی بود برای خودش و بالاخره در تاریخ ٥/٥/٩١ پنج شنبه افتاد و تو عزیزم راحت شدی مامان جونی هم جمعه شما رو برد حموم با خاله نسرین فدات بشم عزیزم صدات در نیومد ساکت و آروم بودی بعد هم اومدی بیرون خوابت برد تا حالا چند باری رفتیم بیرون برای دکتر شما دکتر خودم و ال...
عکس های رونیا جونم در هفته اول زندگیش
جیگر مامان در بیمارستان دست مامان و رونیا ...
تولد دختر نازم رونیا
سلام عزیزک مامان قربونت بشم که دیگه طاقت نیاوردری و تو 36 هفته و یک روز قدم رو چشم ما گذاشتی هیچ وقت فکر نمیکردم پست بعدی که برات میذارم تولدت باشه گلم تازه میخواستم بیام بگم برات از سختیهای این هفته های اخر دلبرکم بذار از اولش برات بگم جمعه شب یکم دل و کمرم درد میکرد ولی فکر میکردم عادیه و چیزی نیست ولی با این حال به بابایی گفتم امروز یعنی شنبه رو نره سرکار و پیش ما بمونه اون هم نرفت میخواستم بعداز ظهر برم دکتر ولی چون شدید نبود نرفتم ولی دیگه شب به صورت انقباضی بود و شدید طوری که من اصلا نخوابیدم و تا صبح از پنجره بیرون رو تماشا میکردم کارگر شهرداری هم داشت کوچه ها رو تمیز میکرد .صبح بابایی که دید بیدارم و نشستم گفت بیا بریم...
آغاز ویزیت های هفتگی
دختری مامان بعد از ١٢ تیر که رفتم دکتر و همه چیز خوب بود دیگه باید هفته ایی برم دکتر هورا هورااا توی این ویزیت چند تا سوال از دکتر پرسیدم اینکه میتونم موهام رو رنگ کنم که گفت میشه ولی بهتره نکنی یا اینکه مش کنی. دوم اینکه برای اینکه دختر ما زردی نگیره چیکار کنم که پیشنهاد خوردن عرق بید و کاسنی رو داد دارم کم کم ساکت رو آماده میکنم البته ساک خودم رو هم دارم آماده میکنم امیدوارم همه چیز طبق برنامه پیش بره چون مامان جون و خاله ها میخان دو سه روز قبلش بیان پس دردونه ام عجله نکن و سرموقع بیا پیشمون مامانی دغدغه ی من الان فقط خوب رشد کردنت هست خوب به خودت برس مامانی
سیسمونی دخترم
بالاخره تونستم عکسهای اتاقت رو بزارم البته بازم کامل نیست مثلا پرده اتاق آماده نیست ولی به محض آماده شدن بقیه عکسها رو هم اضافه میکنم بقیه عکسها در ادامه مطلب اینم نمای کلی از اتاقت ...
هفته 33 و یک عالمه خبر
سلام گلم این هفته هم خیلی خوب بود هم خیلی سخت. خوب برای اینکه مامان جون خاله نسرین و دایی رضا و البته بابا جونی بعد از مدتها اومدن پیشمون و ما رو خیلی خوشحال کردن و سخت به خاطر اینکه من وبابایی به شدت مریض شدیم و سرفه میزنیم هر کدوم ٢ -٣ بار رفتیم دکتر بیچاره مامان جون که هر شب از خواب بیدار میشد و ما رو دوایی میکرد ولی خدا اونها رو برامون فرستاده بود دخترم وگرنه مامانت به این زودیها خوب نمیشد اون هم بدون دارو .عزیزم برای تو نگران بودم چون بعد از سرفه های من تو تکون میخوردی میدونم که بهت فشار میومد مامانی رو ببخش باید بیشتر مواظب باشم گل مامان دوشنبه ١٢ تیر نوبت دکتر دارم فکر کنم دیگه ویزیت هام بشه هفته ای میدونی عزیزکم ع...
نویسنده :
مامان موش موشک
12:08





